ابو القاسم پاينده

29

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

نداشت ودشمنان نيرومند لجوج داشت ، معقول نبود كه سيرت انسانها جز اين نيست كه بزبان همه تكريم خويش گويند وضعف خويش قوت نمايند . نمونهء اين تعرض را ، در سورهء عبس سورهء هشتادم نظم موجود قرآن ميتوان يافت . وقصه چنان بود كه وى با تنى چند از مقتدران وتوانگران قريش ، عتبة ابن ربيعه وعمرو بن هشام وعباس بن عبد المطلب وأمية وأبى پسران خلف انجمن بود وبا آنها به راز سخن مىگفت كه به اسلامشان اميد ميداشت كه شوكتشان مايهء قوت اسلام توانست شد . عتبه شيخ طايفه اميّه وعضو متنفّذ سناى مكة بود وتنها كس بود كه در مكة خانهء مزين به آئينه بنام دار القوارير داشت « 1 » وهمو بود كه در شب هجرت در تصويب قتلنامه محمّد ( ص ) خلل كرد « 2 » . عمرو بن هشام پيشواى محزوميان ، ملقب به أبو الحكم معروف به أبو جهل ، سردمدار سنا وعلمدار جمهورى مكة بود ، از همهء معاريف آن دوران ، تنها كس أو بود كه هنوز مو بچهره نياورده بر خلاف سنت به دار الندوه رفت وبر شيوخ قوم مقدم نشست « 3 » أبى وأمية پسران جمح از طايفهء عبد الدار از جمله مالداران مكة بودند . نگفته پيداست كه نرم كردن مردانى چنين براي نهضت نوزاد كه در آن روزگار نيلوفرى آويخته بشاخ بود ، توفيقي بزرگ مينمود كه در دنياي ما حق مجرد پا نميگيرد ومبادى بلند اگر پشتيبانهاى قوى از پسران آدم نداشته باشد جز به أوراق دفتر يا بخاطر مفكر نفوذ نميكند ، وعجب نبود اگر محمّد ( ص ) دقت وتوجه خويش را همه خاصّ ايشان كرده بود . در آن اثنا ابن أم مكتوم كه كورى فقير بود بپا خاست وطبعا با آن

--> ( 1 ) انسان العيون ( 2 ) الطبقات الكبير . ( 3 ) شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد .